close
تبلیغات در اینترنت
شعر
درباره وبلاگ
سلام اسمم فائزه هست وتازه کارم.اماامیدوارم به کمک دوستام بتونم پیشرفت کنم.یه چیزایی براتون گذاشتم.میدوارم خوشتون بیاد فقط ببخشیداگه عکساواضح نیستن.اخه هرکاری کردم نشد.ولی میتونیدکلیک راست بکنید وگزینه یopen linkروبزنید.اون هم میتونید عکساروبزرگ وهم واضح ببینی موفق باشید
آرشيو مطالب
موضوعات سایت
افراد آنلاین : 1
بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 0
هفته گذشته : 5
ماه گذشته : 6
سال گذشته : 9
کل بازدید : 891
کل مطالب : 25
نظرات : 26
پيوندهاي روزانه
نظر سنجی
وبم چه طور بود؟؟؟
امكانات

كد موسيقي براي وبلاگ

پشتیبانی
RSS

Powered By
Rozblog.Com
شعر

دوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود

کولر گازی او در نوسان سوخته بود

 

برق از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟

خانه را در نوسان ساخته‌ای یعنی چه؟

 

برق نفروش به خارج که بسی سود نکرد

آنکه بفروخت انرژی و خودش دود نکرد

 

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

هرکه قطعش کند از زاد و بر مجنون است

 

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

همه‌ی کوچه از آن واقعه گشتند خبر

 

دوش دیدم که ملائک در می‌خانه زدند

بر سر نوبت خاموشی خود چانه زدند

 

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

که در اندیشه‌ی بی‌برقی شب‌هایم بود؟

 

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش


درباره : "><-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 23
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : دوشنبه 06 خرداد 1392 |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر