close
تبلیغات در اینترنت
light star 7878
درباره وبلاگ
سلام اسمم فائزه هست وتازه کارم.اماامیدوارم به کمک دوستام بتونم پیشرفت کنم.یه چیزایی براتون گذاشتم.میدوارم خوشتون بیاد فقط ببخشیداگه عکساواضح نیستن.اخه هرکاری کردم نشد.ولی میتونیدکلیک راست بکنید وگزینه یopen linkروبزنید.اون هم میتونید عکساروبزرگ وهم واضح ببینی موفق باشید
آرشيو مطالب
موضوعات سایت
افراد آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 1
هفته گذشته : 2
ماه گذشته : 48
سال گذشته : 120
کل بازدید : 708
کل مطالب : 25
نظرات : 26
پيوندهاي روزانه
نظر سنجی
وبم چه طور بود؟؟؟
امكانات

كد موسيقي براي وبلاگ

پشتیبانی
RSS

Powered By
Rozblog.Com

 

 ۸ صبح : تو رخت خواب…..

 9 صبح : یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….
۱۰ صبح : مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد23)

۱۱ صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

۱۲ صبح یا ظهر : موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

ادامه مطلب
درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 33
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : دوشنبه 06 خرداد 1392 |
شعر

دوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود

کولر گازی او در نوسان سوخته بود

 

برق از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟

خانه را در نوسان ساخته‌ای یعنی چه؟

 

برق نفروش به خارج که بسی سود نکرد

آنکه بفروخت انرژی و خودش دود نکرد

 

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

هرکه قطعش کند از زاد و بر مجنون است

 

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

همه‌ی کوچه از آن واقعه گشتند خبر

 

دوش دیدم که ملائک در می‌خانه زدند

بر سر نوبت خاموشی خود چانه زدند

 

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

که در اندیشه‌ی بی‌برقی شب‌هایم بود؟

 

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش


درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 19
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : دوشنبه 06 خرداد 1392 |
اگر پسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید (طنز)


ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

 



حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

 

تا حالا صد تا دختر سر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

 

تا حالا هر چی التماس کرده
دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!

 

توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

 

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

 

از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشو یه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

 

می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه

 

می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که به شدت میسوزه



درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 21
برچسب : 24ساعت اززندگی دخترها ,دانشجو چیست , ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : دوشنبه 06 خرداد 1392 |
24 ساعت از زندگی دخترها(+طنز)..!

صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)


ادامه مطلب
درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 25
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : دوشنبه 06 خرداد 1392 |
یه بدبختی تازه
وای فردا امتحان تیزهوشان دارم برام دعا کنید!!!خواهشا دعا کنید قبول بشم!!!

درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 21
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 |
قوانین جدید مورفی! /طنز

 

4جوک، قــوانین مــورفی مــجموعه ای از قوانین حاكم بر زندگی هستند كـه اكثر آنها از بدبینی نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخی دارند امـا بسیاری از آنها نیز واقعیت هستند.

*******

وقتی گوشیت زنگ میخوره و تو نمیخوای جواب بدی،انگار صداش بلندتر میشه!!!

*******

وقتی حقت رو میخورن، قانون هیچ کاره ای نیست، اما فقط کافیه حق یکی رو بخوری، تمام مواد و تبصره های قانون بر علیه‌ت استفاده میشن!

*******

هر وقت یه پسته‌ی سربسته رو دوباره بندازی تو ظرف آجیل هر دفعه دستتو میکنی تو ظرف باید مطمئن باشی همون پسته تو دستته!

*******

تنها کسی که همیشه شیشه رو آب میکنه میذاره تو یخچال تویی و تنها کسی که هر وقت میره سر یخچال آب بخوره شیشه ها خالین، باز هم تویی!

*******


ادامه مطلب
درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 21
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : جمعه 06 ارديبهشت 1392 |
طنز(عزدواج)

نام: کمال

کلاس :دوم دبستان

موزو انشا: عزدواج!  

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

 

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

 

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

 

 

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود..

 

خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.

 

زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم.

 

اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است! این بود انشای من. 



درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 19
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : جمعه 06 ارديبهشت 1392 |
آشنایی با برخی واژه های بسیار طنز ایرانی

آشنایی با برخی واژه های بسیار طنز ایرانی

محتویات این مطلب جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری‌ست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی‌ده !

عذرخواهی : در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر : قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی : دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال : فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.
برو ادامشو ببین(خوش بگذره)

ادامه مطلب
درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 23
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : جمعه 06 ارديبهشت 1392 |
نامه به یک پراید

سلام پرايد!
روزگار، ما را به جايي رسانده كه به پرايد نامه بنويسيم. (فكر كن)!

پرايد عزيزم، شنيده ام مرز هجده ميليون تومان را رد كرده اي. اي قشنگ تر از پريا از اين به بعد، انصافا، تنها تو كوچه نريا. چون با اين وضعيت زورگيري، اختلاس و... كلابچه هاي محل دزدن و خداي نكرده زبانم لال يكجا تو رو مي دزدند.
پرايد خوبم، انژكتورت را قربان، اي لاستيكت تو حلقم، اي فداي برجستگي صندوق عقب تو، اي دور رينگت بگردم، فكر مي كردي يك زمان به مدد تلاش شبانه روزي مسوولان هجده ميليون تومان بشوي؟!
اي پرايد، اي نازنين، اي ماكسيما مخفي، اي طرح ژنريك بنز، اي پرادو مينيمال تو الان در شرايطي هستي كه مي توان لنت هايت را طوطياي چشم كرد. تو الان در موقعيتي هستي كه دود اگزوزت صد مرتبه از هواي فرحزاد مصفي تر است! تو چنان مقام و منزلتي داري كه مردم عاشق جيب چاك تو هستند. يعني قيمتت جيب جر مي دهد، باقلوا! من در حسرت آن لحظه خواهم سوخت كه سايپا سر در كارخانه اش بيلبورد بزند «اين ور پرايد اوفينا/ اون ور پرايد اوفينا».
اي تراول چك متحرك، اي هر دور لاستيك تو شيش ماه كار كردن من، اي كه ديروز در حد غضنفر بودي و امروز اما يك پا «ارزو» شدي. همينطور كه در خيابان ها حركت مي كني و از مردم دل مي بري به جان مسوولان با بالاگرفتن برف پاك كن هايت دعا كن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد كيمياگري بلد بودند، كه توانستند نه مس، كه لگني مانند تو را طلاكنند: طلاي هجده عيار! باز من نمي دانم چرا اين مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد مي كنند. قيمت پرايد امروز، قيمت زانتياي يك سال پيش است. آيا اين امر به راحتي به دست مي آيد؟ اين دوستان ناممكن ها را براي ما ممكن كرده اند. اي الهي آخ و همينطور بچه ها متشكريم از بيخ.

از۴jokدانلود کردم

 



درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 17
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : پنجشنبه 05 ارديبهشت 1392 |
سری جدید عکس های باحال

خوشبخت شید

بریدبقه روببینید خیلی باحالن


ادامه مطلب
درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
تعداد بازدید : 25
برچسب : ,

ارسال توسط فایزه | تاريخ : پنجشنبه 05 ارديبهشت 1392 |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر